![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
اصل دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ی ایمان به: ۱.خدای یکتا ( لااله الا الله ) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او . ۲.وحی الهی و نقش بنیادی آن در برابر قوانین . ۳.معاد و نقش سازنده ی آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا . ۴.عدل خدا در خلقت و تشریع . ۵.امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی . ۶.کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسولیت او در برابر خدا که از راه: الف) اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلام الله علیهم اجمعین. ب) استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته ی بشری و تلاش در پیشبرد آنها . ج) نفی هر گونه ستمگری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تامین میکند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 20:7 توسط اشک |
|
|
کرک های رنگارنگ و نقش های پیچ در پیچ
عصبانیت هایی که با ضربه دفتین خارج میشد اشک هایی که با برش تیغ فرو میریخت و نگاه معصومانه ی کودک از پشت تارهای قالی ساعت ۱۲ صدای اذان هنوز ده رج تمام نشده و باز به مدرسه نرسید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 18:20 توسط اشک |
|
|
یکبار درخواست کن چیزی که سفارش داده میشه خیلی زود تحویل صاحبش داده میشه. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 18:14 توسط اشک |
|
|
پطرس:اما فراتر از هر چیز با تمامی شور به یکدیگر عشق بورزید چرا که عشق ستر کثرت گناهان است.
یوحنا:خداوند عشق است. پولس:فرجام شریعت عشق است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 18:6 توسط اشک |
|
|
اصل اول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینه اش به حکومت حق و عدل قرآن در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید حضرت آیت الله العظمی امام خمینی در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی برابر با اول و دوم جمادی الاولی سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اکثریت ۲/۹۸درصد کلیه کسانی که حق رای داشتند به آن رای مثبت داد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 20:43 توسط اشک |
|
|
فردای خودت را آنگونه
که میخواهی خلق کن و
خدا را به خاطر داشتن
فردایی معرکه شاکر
باش من میخواهم که
فردای من اینگونه پیش
بره .... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 9:11 توسط اشک |
|
|
ساعت شش صبح هوا سرد و تاریک کودکی نه ساله با شلوار کردی و برادر هفت ساله اش با شلوار جین و کاپشن وصله شده و هنوز پاره ی یک غریبه دم پایی های سرد نه کفش روی زمین کشیده میشد یا شاید چکمه های پلاستیکی سوراخ دست های یخ زده گونی های یک متری به دوش میکشید و داخل گونی کتاب و دفترهای باران خورده ی درون جوی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 9:7 توسط اشک |
|
|
بیابان بود ناهموار چشمه ای جوشید انگار پایم فرو رفت در گل سرخ بود اینبار حلقه ای نور در چشم می انداخت نه خودش خاکی بود نگینش شاید پی مادری می گشت دانه ای غلتید یکبار تکی بود تنها پی دستان یار می گشت جدایی حاکم بود انگار |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 19:15 توسط اشک |
|
|
دوستان مثل اینکه حرف منو جدی نگرفتید ! ازتون خواسته بودم کمکم کنید لطفا حرفای زیادی دارم که بزنم ولی منتظرم .منتظر دوستای خوبی که هوامو داشته باشند.مرسی از لطفتون |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 22:13 توسط اشک |
|
|
برای از بین بردن شک و دو
دلی با خودت این جمله را
تکرار کن : "میدانم که در راه
است میدانم که در راه
است ." |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 22:0 توسط اشک |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 مهر 1388 |
| پیوندها |
|
مهد قرآن عشق در سرزمین تاریکی قرن 15 زاویه نقاش کوهنورد عشق کویری |
|
RSS
|